آزاد

امپراتوری باکجه

بکجه (18 قبل از میلاد – 660 بعد از میلاد) پادشاهی بود که درجنوب غربی کره قرار داشت. آن به همراه گوگوریو و شیلا یکی از سه پادشاهی کره ای به شمار می رفت. بکجه توسط اونجو ( سومین پسر موسس گوگوریو جومونگ و همسرش سوسونو) در ویریه سونگ (جنوب سئول امروزی) تاسیس شد. این پادشاهی به مانند گوگوریو در مورد جانشینی بویو، دولتی که در منچوری کنونی در زمان سقوط گوچوسون بنیان گردیده بود، ادعاهایی داشت. این کشور 31 پادشاه به خود دید و جمعیت آن در قرن هفتم میلادی به 761500 نفر می رسید.بکجه به طور متناوب در حال نبرد و اتحاد با گوگوریو و شیلا به سر می برد زیرا سه پادشاهی در حال توسعه کنترل خود بر شبه جزیره بودند. این پادشاهی در اوج خود در قرن چهارم میلادی بر بیشتر نواحی غربی شبه جزیره کره تا پیونگ یانگ در شمال کنترل داشت و ممکن است قلمروهایی در چین به مانند منطقه لیائوژی نیز داشته باشد، اگرچه این دیدگاه محل بحث و جدل است. بکجه به قدرت دریایی منطقه ای مهمی بدل گشت در حالیکه روابط تجاری و سیاسی با ژاپن و چین داشت.بکجه قدرت دریایی بزرگی بود و مهارت های ملوانی آن باعث شده بود به این کشور لقب فنیقیه شرق آسیا داده شود. این قدرت بحری در ترویج بودائیت و فرهنگ اقلیمی از طریق دریای شرقی به ژاپن مفید به فایده بود.این پادشاهی با حسن تاثیر خود بر ایجاد فرهنگ کره و ژاپن در تاریخ کره جایگاه محنصر به فردی را دارا می باشد. تاثیر کره بر مدنیت ژاپن در میان محققین کره و ژاپن به شدت مورد مشاجره می باشد. اما مدارکی که از اسناد و مکان های باستان شناسی به دست آمده است، این ادعا را که بکجه و به طور کلی کره تاثیر عمیقی بر بودائیت و هنر ژاپن داشته است را مورد حمایت قرار می دهد. بکجه به طریقی مشابهه تاثیر ژرفی بر فرهنگ و دین سلسله شیلا متحد داشته است.بکجه در سال 660 مغلوب نیروهای متحد شیلا و سلسله چینی تانگ شده و ضمیمه خاک شیلا متحد گردید.

تاریخپیدایش:بکجه در سال 18 قبل از میلاد توسط پادشاه اونجو که گروهی از مردم را از گوگوریو به سمت حوضه رودخانه هان در جنوب هدایت می کرد شکل گرفت. بر اساس کتاب چینی یادداشت های سه پادشاهی، یکی از خانسالاران اتحادیه ماهان در خلال دوران موسوم به سامهان، بکجه نامیده می شد. سامگوک ساگی جزئیات بیشتری در مورد تاسیس بکجه را به اطلاع ما می رساند. جومونگ پسرش یوری را در زمانی که وی به قصد تاسیس امپراطوری جدید گوگوریو بویو را ترک می کرد، در این پادشاهی جا گذاشت. جومونگ به پادشاه دونگ میونگ الهی تبدیل شد در حالیکه دو پسر دیگر از سوسونو به نام های اونجو و بیریو داشت. زمانی که یوری بعدها به گوگوریو رسید، جومونگ بلافاصله او را به سمت ولیعهد منصوب کرد. سوسونو که متوجه شده بود یوری پادشاه آینده خواهد شد، گوگوریو را ترک کرده و دو پسرش بیریو و اونجو را به همراه ده پیرو به منظور تاسیس پادشاهی های خودشان به سمت جنوب برد. او به عنوان شخصیتی کلیدی در پیدایش گوگوریو و بکجه در یادها مانده است.اونجو در ویریه سونگ ( هانام کنونی) ساکن شد و کشور خود را سیپجه (به معنای ده پیرو) نامید در حالیکه بیریو بر خلاف نصیحت پیروانش در میچوهول (اینچون کنونی) سکنی گزید. آب شور و باتلاق های موجود در میچوهول کار را برای زندگی سخت کرده بود در حالیکه مردم ویریه سونگ در بهروزی تمام زندگی می کردند.سپس بیریو به نزد برادرش اونجو رفت و از وی سلطنت سیپجه را طلبید. زمانی که اونجو این پیشنهاد را رد نمود، بیریو اعلام جنگ کرد ولی مغلوب شد. بیریو با سرافکندگی خودکشی کرد و مردمان وی به ویریه سونگ منتقل شدند، در جایی که پادشاه اونجو از آنها استقبال کرده و نام کشور خود را به بکجه ( ” صد پیرو ” ) تغییر داد.پادشاه اونجو پایتخت را از جنوب به شمال رودخانه هان منتقل کرد و سپس مجددا آن را به جنوب بازگرداند. احتمالا تمامی این مناطق در سئول کنونی قرار داشتند و این جابجایی ها به خاطر فشار از جانب سایر مناطق اتحادیه ماهان صورت می پذیرفت. اعتقاد بر این است که پادشاه گائرو در سال 132 پایتخت را به شمال رودخانه در بوک هانسان سونگ منتقل نمود که احتمالا در گویانگ امروزی در شمال غربی سئول واقع می باشد.در خلال قرون اولیه بعد از میلاد مسیح که بعضا دوران سه پادشاهی پیشین نامیده می شود، بکجه به تدریج کنترل خود را بر سایر قبایل ماهان اعمال کرد.این پادشاهی به لطف زمین های کشاورزی حاصلخیز خود به بهروزی رسیده و به خاطر تصرف قلمروهای همسایه به مانند شهرهای محصور ماهان و تکاور ته بانگ (دولت جین بون سابق) در سال 314 میلادی رشد کرد.

گسترش:در خلال سلطنت پادشاه گوی (234-286)، بکجه به موازات متحد نمودن اتحادیه ماهان به پادشاهی کاملا تکامل یافته ای تبدیل شد. پادشاه گوی در حصول قلمروهای جدید فعال بود؛ پادشاه در سال 246 حملاتی را بر حومه فرمانداری چینی نانگ نانگ انجام داده و خود را وارد رقابت با ایالات و کشورهای داخل و خارج چین کرد. در خلال سلطنت این پادشاه بود که یول لیونگ (قوانین و قواعد) انتشار یافت. برای مقاصد دفاعی نیز یک قصر سلطنتی توسط وی برافراشته گشت.در سال 249 و بر اساس منبع ژاپنی باستانی نیهون شوگی، توسعه طلبی بکجه به اتحادیه گایا در شرق آن رسید که محدوده دره رودخانه ناکدونگ را در بر می گرفت. بکجه به عنوان یک پادشاهی برای اولین بار در سال 345 در منابع چینی توصیف شده بود. اولین هیئت دیپلماتیک از بکجه در سال 367 به ژاپن رسید (بر اساس نیهون شوگی: 247).قرون چهارم تا ششم میلادی رقابتی خونین و طولانی با دو پادشاهی دیگر شبه جزیره یعنی شیلا و گوگوریو را به خود دید. پادشاه گیون چوگو (346-375) قملرو بکجه را از طریق جنگ با گوگوریو به سمت شمال توسعه داد، در حالیکه جوامع باقی مانده ماهان را نیز در جنوب ضمیمه بکجه کرد. او همچنین بخش هایی از پادشاهی رقیب یعنی گایا را تصرف نمود. در خلال سلطنت گیون چوگو، قلمرو بکجه بیشتر نواحی غربی شبه جزیره کره (به جز دو منطقه پیونگان) را در بر می گرفت و در سال 371، بکجه گوگوریو را با سه هزار سرباز در پیونگ یانگ شکست داد. بکجه به تجارت اساسی با گوگوریو تداوم بخشید و به طور فعالانه ای فرهنگ و تکنولوژی چینی را اتخاذ کرد. دوران سلطنت این پادشاه شاهد پایه ریزی ارتباطات دیپلماتیک و فرهنگی با سلسله چینی جین شرقی و وا در ژاپن بود. او همچنین برای مستحکم سازی کنترل بر سرزمین های توسعه یافته اقدام به اصلاحاتی بر سازمان های مدیریتی محلی کرد. بودائیت در سال 384 دین رسمی کشور شد.پادشاه گیون چوگو مکررا فرستاده های به شیلا به همراه هدایایی از اسب ها را گسیل می کرد. در مورد ژاپن نیز وی محققین و کارشناسانی به مانند باکسا را برای انتقال تجربیات فنی و آکادمیکی به این کشور فرستاد. همچنین در داخل بکجه لقب باکسا به آنانی اعطا می گشت که در یک زمینه مشخص فنی یا آکادمیکی سرآمد بودند.این سلسله به علت نقش مهمش به عنوان مسیر ترابری دریایی به مرکز اقتصاد و داد و ستد شمال شرقی آسیا بدل گشت.مدارکی وجود دارد که نشان می دهد وا یک دولت فئودالی تحت حاکمیت پادشاهان بکجه به حساب می آمد که در آن زمان دارای یک ناوگان قایقرانی مدرن بوده و مناطق سودآور تجاری حول دریاهای جنوبی و زرد را تحت کنترل خود داشت. همچنین پادشاه گیون چوگو وراثت سلطنت را در نسل پسری بنیان گذاری کرده و رسمی را بنا نهاد که بر اساس آن ملکه ها از میان خاندان جین انتخاب می شدند. وی در سال 375 به محققی به نام کوهونگ وظیفه نوشتن سوگی یا تاریخ بکجه را محول کرد. متاسفانه این اثر باقی نمانده ولی در کتاب سامگوک ساگی به آن ارجاع داده شده است.بکجه همچنین به یک قدرت دریایی بدل گشته و به روابط دوستانه دو جانبه با حکام ژاپنی دوران کوفون مبادرت ورزید. نتیجه این روابط انتقال تاثیرات فرهنگ اقلیمی به ژاپن بود. سیستم نوشتاری چینی، بودائیت، سفالگری پیشرفته، تشریفات خاکسپاری و دیگر جنبه های فرهنگ به وسیله اشراف، هنرمندان، محققین و راهب ها از طریق روابطشان به ژاپن منتقل شد.حوضه رودخانه هان در خلال این دوران به عنوان قلب تپنده کشور باقی ماند.

دوران اونگجین:بکجه در قرن پنجم میلادی به علت تهدید نظامی گوگوریو در جهت جنوب عقب نشینی نمود. پادشاه گائرو (جکومت: 455- 475) بر متمرکز کردن قدرت در داخل خانواده سلطنتی و پیاده سازی ساخت و سازهایی در مقیاس بزرگ به عنوان وسیله ای برای انباشت قدرت مطلق اقدام نمود. او به عنوان روابط خارجی در تلاش برای ایجاد یک رابطه دیپلماتیک با سلسله چینی وی شمالی برای تحت نظارت قرار دادن گوگوریو برآمد.  اما سیاست های وی به صورت تفرقه داخلی و حملاتی از جانب گوگوریو  نتیجه عکس داد. پایتخت بکجه هانسونگ در سال 475 به دست سربازان گوگوریو تحت رهبری پادشاه جانگسو سقوط کرده و پادشاه گائرو اسیر و کشته شد. دیگر اعضای خانواده سلطنتی به همراه پادشاه اعدام گشته و هشت هزار نفر نیز به اسارت گرفته شدند. پایتخت بکجه در حد فاصل بین سال های 475 تا 538 در اونگجین (گونگجو کنونی) واقع بود.پایتخت جدید که در دشت های کوهستانی منزوی بود، در برابر تهدیدات شمالی امن به نظر می رسید ولی موقعیت جدید این مشکل را نیز داشت که ارتباط آن با جهان خارج قطع شده بود. اما این مکان نسبت به ویریه سونگ به شیلا نزدیک تر بود و یک اتحاد نظامی بین شیلا و بکجه در برابر گوگوریو شکل گرفت.بیشتر نقشه های دوران سه پادشاهی گویای این موضوع هستند که بکجه مناطق چانگ چونگ و جولا را در تصرف خود داشت، این مناطق هسته اصلی کشور را در دوران های اونگجین و سابی شکل می داد.

دوران سابی:پادشاه سونگ در سال 538 پایتخت را به سابی ( شهر بویو کنونی) منقل نموده و پادشاهی خود را به شکل یک کشور قدرتمند بازسازی کرد. نام رسمی کشور از آن زمان به بعد به نام بویو ( ” بویو جنوبی “) تغییر کرد، تغییری که مرجعی به پادشاهی بویو بود که بکجه اصالت خود را در آن ردیابی می کرد. دوران سابی شاهد شکوفایی فرهنگ بکجه به همراه رشد بودائیت در کشور بود.تحت فشار گوگوریو از شمال و شیلا از شرق، سونگ در جستجوی استحکام روابط بکجه با چین برآمد. موقعیت مکانی سابی که در حوضه رودخانه قابل کشتیرانی گوم قرار داشت، ارتباط با چین را بسیار آسان تر کرده و در خلال دوران سلطنت وی تجارت و دیپلماسی شکوفا گشته و در قرن هفتم میلادی نیز ادامه یافت.بکجه در حد فاصل بین سال های 433 تا 553 اتحادی را با پادشاهی شیلا شکل داد و از بزرگترین دوران بهروزی بهره برد. اما در زمانی که شیلا دره پائینی رودخانه هان را اشغال نمود، این اتحاد به پایانی خشونت آمیز و دراماتیک ختم گردید. سپس در نبرد قلعه کوانسان سونگ (اوکچون امروزی) به منظور احیای قلمرو از دست رفته، ارتش سی هزار نفری بکجه شکست خورده و پادشاه سونگ (حکومت: 523 – 554 میلادی) کشته شد.در قرن هفتم میلادی با رشد نفوذ شیلا در جنوب و مرکز شبه جزیره کره، سقوط بکجه نیز آغاز شد.

سقوط و جنبش های احیا:در قرن آتی، پادشاهی های بکجه و گوگوریو نیروهای خود را در برابر شیلا متحد کرده و حالت هجومی به خود گرفتند، نتیجه این اقدام تصرف ته یا سونگ (هاپچون امروزی) در سال 642 و تقریبا 40 دژ مرزی از شیلا بود. سال بعد بکجه تانگهان سونگ را تصرف کرد که شاهراه حیاتی شیلا برای ارتباط با چین به شمار می رفت. با این حال شیلا حمایت سفت و سختی از جانب سلسله چینی تانگ (618-907) داشت که این موقعیت را فرصتی برای خود به منظور تامین منافعش در کره و تصرف پادشاهی های تضعیف شده بکجه و گوگوریو می دید.بکجه در جلب حمایت از جانب ژاپن ناکام ماند و نتوانست از سقوط سابی در زمانیکه کشور در سال 660 از زمین و دریا مورد تهاجم قرار گرفت جلوگیری کند. ارتشی پنجاه هزار نفره از شیلا به رهبری ژنرال کیم یوشین و نیرویی دریایی شامل 130000 هزار نفر که توسط امپراطور تانگ گائوژونگ فرستاده شده بود، برای نابودی ارتش بکجه بیش از حد به نظر می آمدند. ارتش بسیار کم تعداد بکجه به رهبری ژنرال گی بک در نبرد هوانگ سان بول در نزدیکی نونسان شکست خوردند. اویجا (حگومت: 641-660) که به عنوان آخرین پادشاه بکجه از کار درآمد، به همراه پسرش بویو یونگ اسیر گرفته شده و به همراه دوازده هزار نفر از ملازمینش با کشتی به چین برده شد.نیروهای بکجه در تلاش برای جنبش احیای مختصری برآمدند ولی با قوای مشترک شیلا و تانگ روبرو شدند. راهبی بودائی به نام دوچیم و ژنرال سابق بکجه بویو بوکسین در تلاشی برای احیای بکجه برخواستند. آنها از بازگشت شاهزاده بکجه بویو پونگ از ژاپن و ایفای نقش وی به عنوان پادشاه استقبال کردند، در حالیکه جوریو ( در سوچون امروزی، جنوب چانگ چونگ) را به عنوان مقر خود برگزیده بودند. آنان ژنرال تانگ لیو رینیوان را در سابی تحت محاصره قرار دادند. امپراطور گائوژونگ ژنرال لیو رینگی را که قبلا به علت رنجاندن لیو ییفو تنزل رتبه یافته بود، با یک ارتش کمکی به میدان نبرد فرستاد. لیو رینگی و لیو رینیوان قادر بودند تا در برابر حملات نیروهای مقاومت بکجه به پیکار بپردازند ولی قوای آنها برای فرونشاندن شورش کافی نبود و به همین دلیل در برخی مواقع ارتش های طرفین به بن بست می خوردند.بکجه کمک ژاپنی ها را طلبید و پادشاه پونگ با تقریبا پنج هزار سرباز به بکجه بازگشت. قبل از رسیدن کشتی ها از ژاپن، نیروهای وی در شهر اونگجین با قوای تانگ نبردی انجام دادند.در سال 663، نیروهای انقلابی بکجه و یک ناوگان دریایی ژاپنی در جنوب بکجه به منظور مقابله با نیروهای شیلا در نبرد بک گنگ دور هم گرد آمدند. همچنین سلسله تانگ هفت هزار سرباز و 170 کشتی فرستاد. بعد از پنج رودرویی دریایی که در آگوست 663 در بک گنگ (این مکان به عنوان کرانه پائین رودخانه گوم یا رودخانه دونگجین در نظر گرفته می شود) اتفاق افتاد، نیروهای تانگ – شیلا پیروز از میدان بیرون آمدند و بویو پونگ به گوگوریو فرار کرد.

ساختار سیاسی و اجتماعی:اغلب بنیان گذاری یک دولت متمرکز در بکجه به دوران سلطنت پادشاه گوی باز میگردد که شاید برای اولین بار جانشینی موروثی را بنا نهاده باشد. به مانند بیشتر سلطنت ها، بخش عمده ای از قدرت در اختیار اشراف قرار داشت. به عنوان مثال پادشاه سونگ قدرت سلطنتی را مستحکم کرد ولی بعد از اینکه وی در یک پیکار فاجعه آمیز در برابر شیلا کشته شد، اشراف بیشتر آن قدرت را از پسرش گرفتند.خاندان های هه و جین نمایانگر خانواده های سلطنتی بودند که قدرت قابل توجهی از اوایل دوران بکجه داشته و به مدت چندین نسل ملکه های زیادی برای پادشاهان فراهم می نمودند. احتمالا خاندان هه قبل از اینکه خاندان بویو جانشین آن شود در جایگاه خانواده سلطنتی قرار داشت و هر دو طائفه به عنوان نواده هایی از نسل بویو و گوگوریو ظاهر شدند. ” هشت خانواده بزرگ ” (سا، یون، هیوپ، هه، جین، گوک، موک و بک) اشراف قدرتمند در دوران سابی بودند که نامشان در منابع چینی به مانند تونگدیان نیز آمده است.مقامات دولت مرکزی به 16 رده تقسیم می شدند. شش عضو رده بالا نوعی کابینه را تشکیل می دادند در حالیکه بالاترین مقام هر سه سال یکبار انتخاب می شد. در طبقه سول، مقامات اول (جوا پیونگ) تا ششم (نِسول) سیاستمداران، مدیران و فرماندهان نظامی بودند. در طبقه دوک، مقامات هفتم (جانگ دوک) تا یازدهم ( ته دوک) ممکن است روسای هریک از عرصه ها باشند. موندوک، مودوک، جواگون، جینمو و گوکو نیز که مقامات طبقه دوازده تا شانزده را تشکیل می دادند، ممکن است در رده مدیران نظامی قرار داشته باشند. مقامات در مرتبه سول لباس ارغوانی، مرتبه دوک لباس قرمز و مرتبه موندوک به پائین لباس درباری آبی رنگ می پوشیدند.مقامات بالاتر کلاه ابریشمی با گل های نقره ای به سر می کردند در حالیکه پادشاه کلاه مشابهی داشته ولی تزئینات گلی آن از جنس طلا بود.بر اساس سامگوک یوسا، رئیس الوزرای بکجه (جه سانگ) در خلال دوران سابی با سیستم منحصر به فردی انتخاب می شد. نام چندین نامزد در زیر یک تخته سنگ (چون جونگ ته) در نزدیکی معبد هوامسا قرا می گرفت. تخته سنگ بعد از چندین روز حرکت می کرد و نامزدی که نام وی علامت مخصوصی داشت، به عنوان رئیس الوزرای جدید انتخاب می شد. در اینکه این طریقه روش گزینشی بر اساس قرعه بوده یا انتخابی پوشیده بر اساس شایستگی می باشد، بحث هایی در جریان است.روسای محلی در ایالت ها بر روستاها حکمرانی می کردند در حالیکه بر آنها نیز یک قاضی منصوب شده توسط دولت (کونجانگ) نظارت می نمود. اکثریت مردم کشاورزان بودند و از آنها انتظار می رفت تا به دولت مالیات پرداخت کنند. حتی آنها گاها نیروی کار خود را پیشکش کرده یا به خدمت نظام وظیفه می رفتند. در زیر طبقه رعایا برده ها (اغلب زندانیان جنگی و مجرمان) قرار داشتند که در زمین های اشراف به خدمت می پرداختند.پادشاهی به 22 منطقه یا تامنو تقسیم می شد که هریک توسط عضوی از اعضای خانواده سلطنتی اداره می گشت. همچنین بکجه دارای پنج ناحیه مدیریتی بود.

زبان و فرهنگ:بکجه توسط گروهی از مهاجرین گوگوریو تاسیس شد که زبانی را صحبت می کردند که می تواند زبان بویو باشد. این زبان گروهی فرضیست که زبان های گوچوسون، بویو، گوگوریو و بکجه را به هم مرتبط می ساخت. در مورد دو زبان گونگی، مردمان بومی سامهان که در موجی اولیه از منطقه ای مشابهه مهاجرت کرده بودند، ممکن است گونه یا لهجه ای از زبانی مشابهه را صحبت می کردند.هنرمندان بکجه تاثیرات زیادی از چینی ها گرفته و این تاثیرات را در سنت هنری یکتایی ترکیب می نمودند. موضوعات بودایی در آثار هنری بکجه حضور بسیار قدرتمندی دارند. لبخند سعادت آمیز بکجه که در بسیاری از پیکر تراشی های بودایی یافت می شود، ملایم ترین نوع از هنر بکجه را به نمایش می گذارد. اثر گذاری های تائویی نیز گسترده است. هنرمندان چینی در سال 541 توسط سلسله لیانگ به پادشاهی فرستاده شدند و این موضوع می تواند دلیل افزایش تاثیرات رو به فزونی هنر چینی در دوران سابی باشد.گفته می شود که مردمان سلسله بکجه در رفتار خود مهربان بودند. جهان هنری آنها با شکوه و جلال و حالت اسرار آمیزی زندگی می کرد که با هر دوران دیگری غیر قابل مقایسه می باشد.اگرچه مقبره پادشاه موریونگ (501-523) بر اساس آرامگاه های آجری چینی مدل سازی شده و برخی از اشیای وارداتی چینی را ارزانی داشته است، اما این مقبره  بسیاری از اشیای تدفینی متعلق به سنت بکجه به مانند تاج طلایی تزئینی، کمربند طلایی و گوشواره های طلایی را نیز در خود جای داده بود. همچنین رسوم تدفین نیز از یک سنت منحصر به فرد بکجه تبعیت می کرد. این مقبره نمایانگر مقابر دوران اونگجین می باشد.طراحی های ظریف لوتوس در کاشی های سقفی، الگوهای پیچیده آجر، منحنی های سبک سفال و نوشته های سیال و زیبای وفاتنامه ها از جمله مشخصات فرهنگ بکجه می باشند. پیکرتراشی های بودایی و پاگوداهای مهذب نیز خلافیت الهام گرفته از دین را به نمایش می گذارند. یک مشعل بخور دان برنزی زرد اندود شده باشکوه که از مکان معبد باستانی بودایی در نونگسان ری کشف شده بود، به خوبی هنر بکجه را به تصویر می کشد.در مورد موسیقی بکجه اطلاعات اندکی در دسترس می باشد ولی موسیقی دانان محلی در قرن هفتم با ماموریت های تکریمی به چین فرستاده می شدند که نشان از یک سنت موسیقیایی متمایز می دهد که تا آن زمان گسترش یافته بود.

هنر و معماری بکجه:هنر و معماری پادشاهی بکجه غالبا به عنوان زیباترین نوع در میان سه پادشاهی در نظر گرفته می شود اما نکته تاسف آور برای آیندگان این است که آنها در گذر قرن ها و به علت جنگ هایی با شیلا، گوگوریو و چین گرفتار بزرگترین نابودی ها شده اند. یک هم بخشی هنری مشهور پادشاهی بکجه کاشی های آنها می باشد که با نقاشی های منظره ای زیبا تزئین گشته اند. همچنین در مورد سفال ها نیز سفالگران بکجه دو نوع ظرف متمایز تولید می کردند: سنگ های قیمتی شدیدا حرارت دیده و کوزه گری کم گرما دیده که رنگ آن قهوه ای بود. سبوهای پیازی، ظروف پایه دار و سه پایه ها از اشکال متداول به شمار می رفتند. تزئین متداول بکجه استفاده از تمبرهای برات است. دیگر تولید سفالگران کاشی های سقفی بود که با گلبرگ های لوتوس تزئین شده اند. شاید پیکر تراشی بکجه در مجسمه های برنزی زر اندود شده بودا و چهره های حکاکی شده بر روی تخته سنگ در سوسان به خوبی مشاهده گردد.در مورد معماری، معبد قرن هفتمی میروک (که حال دیگر وجود ندارد) در ایکسان توسط پادشاه مو (حکومت: 600 – 641 میلادی) ساخته شده بود. آن بزرگترین معبد بودایی در شرق آسیا به شمار رفته و 2 پاگودای سنگی و یک پاگودای چوبی داشت. یک پاگودای سنگی از آن باقی مانده است، هر چند تنها شش طبقه از هفت تا نه طبقه اصلی آن به حیات خود ادامه می دهند. تنها پاگودای دیگر باقی مانده بکجه که آن نیز از سنگ است، معبد چونگ نیم در بویو می باشد. سرانجام، مولفه های طراحی معماری بکجه می تواند در بسیاری از بناهای چوبی باقی مانده در ژاپن مشاهده شود، از این روی که تعداد زیادی از صنعتگران بکجه در زمانی که سلسله ژاپنی وا متحد آنها بود، به آنجا رفتند.آرامگاه های بکجه در ابتدا ساختاری هرمی شکل داشتند که از سنگ ساخته می شدند و گاها جسد متوفا در داخل دو بستوی سفالی قرار می گرفت که به صورت دهانه به دهانه واقع می شدند. اما بعدها  تحت تاثیر چین، این ساختارها به شکل آجری و مقبره های اتاقکی سنگی پوشیده با تپه های خاکی ارتقا یافتند. بسیاری از دیوارهای داخلی با نقاشی های دیواری تزئین می گشتند. شاید یکی از شگفت انگیزترین این مقبره ها متعلق به پادشاه موریونگ وانگ (حکومت: 501 – 523 میلادی) باشد. این مقبره در داخل تپه خاکی عظیم خود یک طاق نیم دایره ای دارد که با صدها آجر قالب گیری شده پوشش داده شده است. بسیاری از این آجرها با گل های لوتوس و طرح های هندسی تزئین گردیده اند. تاریخ ساخت این بنا که در نزدیکی گونگجو واقع است، آنچنان که لوح کتیبه داخل مقبره نشان می دهد به سال 525 بر می گردد. ملکه در سال 529 در داخل آرامگاه به شوهرش ملحق شد.علی رغم استثنایی که در مقبره موریونگ وجود دارد، ورودی افقی آرامگاه های بکجه غارت آنها را نسبت به مقبره های کاملا محصور شیلا راحت تر نموده است. در نتیجه به طرز نا امید کننده ای تعداد اندکی از مصنوعات ممتاز باقی مانده  از یکی از متمایزترین پادشاهی های کره ای وجود دارد. اما یک قطعه فوق العاده که از مهارت های هنرمندان بکجه شهادت می دهد، مشعل بخور دان برنزی زرد اندود شده نام دارد که از نزدیکی سابی کشف شده و تنها نمونه از این دست از کره باستان به حساب می آید. پایه این مصنوع به شکل اژدهایی است که تکیه گاهی برای یک کوه به شکل تخم مرغ می باشد که با موجودات آسمانی و ابرها تزئین شده است. کل مجموعه در راس به یک کلاهک می رسد که با ققنوسی تزئین شده است.

حضور بکجه در شبه قاره:اگرچه این موضوع مورد بحث می باشد، برخی از منابع چینی و کره ای نشان می دهند که قلمرو بکجه  بخش هایی از چین امروزی در عرض دریای زرد را در بر می گرفت. بر اساس کتاب سونگ : ” گوگوریو اقدام به غلبه و تصرف لیائودونگ کرده و بکجه به تصرف لیائوژی ( در تانگشان امروزی در منطقه هه بِی) مبادرت ورزید. مکانی که توسط بکجه اداره می گشت، ناحیه جینپینگ یا استان جینپینگ نامیده می شد. منابع کتاب جین در باب مورونگ هوانگ بر این مطلب اشاره می کنند که اتحاد گوگوریو، بکجه و یک قبیله ژیانبی اقدامی نظامی انجام دادند. سامگوک ساگی این موضوع  که این نبردها در خلال سلطنت پادشاه میچون از گوگوریو اتفاق افتاده بود را ثبت کرده است.بر اساس کتاب لیانگ: ” در زمان سلسله جین (265- 420)، گوگوریو لیائودونگ را اشغال کرده و بکجه نیز لیائوژی و جینپینگ را به تصرف خود در آورد و ایالت های بکجه را تاسیس نمود.” کتاب زیژی توگجیان که توسط سیما گوانگ (1019- 1086) از سلسله سونگ (960 – 1279) تدوین شده بود، تصریح می کند که بکجه در سال 346 به بویو که در لوشان قرار داشت حمله کرده و در نتیجه مردم کشور به سمت یان در غرب پراکنده گشتند. این اتفاق در خلال اولین سال سلطنت پادشاه گیون چوگو (346-375) در بکجه به وقوع پیوست.

منبع تقریبا معاصر از کتاب ژی و همچنین بعدتر کتاب زیژی تونگ جیان نیز بر این باورند که ارتش وی شمالی (386- 534) که شامل صد هزار سواره نظام می شد، در سال 488 به بکجه حمله نمود ولی محتمل شکست گردید. سامگوک ساگی زمان وقوع این اتفاق را در دهمین سال سلطنت پادشاه دونگ سونگ (488) می داند که بر آن منبع نیز منطبق است. به دلیل اینکه سفر یک ارتش از شمال چین به گوشه جنوب غربی شبه جزیره کره مستلزم عبور از کشور متخاصم و قدرتمند گوگوریو (در زمان پادشاه جانگسو از گوگوریو) بود، فقدان اشاره به این مطلب در تاریخ نگاری های معاصر این معنی را می دهد که ” بکجه ” در آن منابع بایست به حضور این کشور در سوی دیگر گوگوریو در لیائوژی برگردد. همچنین کتاب ژی می گوید که در سال 495 پادشاه دونگ سونگ از بکجه عناوین افتخاری برای ژنرال هایی که حمله وی را دفع نموده بودند درخواست کرد. عناوین توسط دربار ژی جنوبی اعطا شده بود و نام حوزه های تحت تسلط آنها را به همراه داشت که صداهایی شبیه برخی مناطق لیائوژی را به مانند گوانگلینگ، ژینگه، چنگ یانگ و … می دادند.بخش سرزمینی کتاب مانژو یوانلیو کائو ( ” ملاحظاتی در باب ریشه مانچو “) نیز قلمروهای بکجه را خلاصه سازی می کند که به وضوح بخشی از لیائوژی را نیز در بر می گیرد:مرز بکجه از مناطق گوانگ نینگ و جین یی امروزی در شمال غربی شروع شده و سپس در عرض دریا در جهتی شرقی به مناطق هوانگ هه، چانگ چونگ، چولا و ….. چوسون می رسید. قلمرو بکجه در جهت شرقی به غربی باریک به نظر می رسد ولی آن در جهت شمالی به جنوبی طولانی است. بنابراین اگر کسی به قلمرو بکجه از مناطق لیوچنگ و بیپینگ نگاه کند، شیلا در جنوب شرقی بکجه قرار می گیرد. اما اگر شخصی از مناطق گیونگ سانگ و اونگجین بکجه نگاه کند، شیلا در شمال شرقی واقع می شود. بکجه همچنین مرزهایی مشترک با موهه در شمال داشت. پایتخت سلطنتی آن دو قلعه را در دو مکان مختلف در شرق و غرب به خود می دید. هر دوی این قلعه ها ” گوما ” نامیده می شدند. کتاب سونگ بر این باور است که منطقه اداره شده توسط بکجه با نام ناحیه جینپینگ از استان جینپینگ مورد خطاب قرار می گرفت. تونگ گائو می گوید که منطقه جینپینگ در میان لیوچنگ و بیپینگ از دوران تانگ واقع بود. بنابراین بکجه پایتختی در ” لیائوژی ” و پایتخت دیگری در منطقه ” چوسون ” داشت.در خلال سلطنت امپراطور وو از لیانگ بود که بکجه پایتخت خود را به جنوب کره منتقل نمود. هر دوی کتاب های تاریخ قدیم و جدید تانگ بر این باورند که قلمروهای قدیم بکجه توسط شیلا و بالهه تصرف و تقسیم گشتند. اگر بکجه به گوشه جنوب غربی شبه جزیره کره تقسیم می شد، آنگاه برای بالهه غیر ممکن بود که هر بخشی از قلمروهای قدیمی بکجه را تصرف کند. محقق شیلایی چوی چی ون (857-؟) نوشته است که ” گوگوریو و بکجه در اوج قدرت خویش ارتش هایی قدرتمند با تعداد یک ملیون سرباز را در اختیار داشتند. آنها به یوئه و وو در جنوب و یو، یان، ژی و لو در شمال سرزمین اصلی چین حمله کرده و دردسرهای بزرگی را برای پادشاهی میانه ایجاد نمودند. ” بر اساس آن منابع، بکجه بایست منطقه لیائوژی را برای مدت بیش از صد سال در اختیار داشته باشد

روابط باچین:پادشاه گیون چوگو در سال 372 به سلسله جین که در حوضه رودخانه یانگ تسه قرار داشت خراج پرداخت. بعد از سقوط جین و تاسیس سلسله سونگ در سال 420، بکجه فرستاده هایی به منظور جستجوی کالاهای فرهنگی و فنون فرستاد.بکجه برای اولین بار در سال 472 فرستاده به وِی شمالی از سلسله های شمالی گسیل کرده و پادشاه گائرو به منظور حمله به گوگوریو کمک نظامی خواست. پادشاهان موریونگ و سونگ چندین مرتبه فرستاده هایی به سلسله لیانگ گسیل کرده و عناوین اشرافی دریافت نمودند.مقبره پادشاه موریونگ با آجر و بر اساس سبک آرامگاه های لیانگ ساخته شده بود.تاثیر چین در اتخاذ عنوان وانگ (پادشاه) توسط سلاطین بکجه ای از اواخر قرن سوم میلادی به بعد مشهود است. دیگر نمونه های تاثیر چینی ها در آموزش، نوشتار ( وفق داده شده به زبان کره ای)، سفالگری، هنرها ، سنت های تدفین و غیره دیده می شود. از دیگر زمینه های تاثیر پذیری می توان از محبوبیت اولیه تائوئیسم و حتی کنفسیوسیسم به صورت اعلی تر نام برد.در سال 384 و در خلال سلطنت پادشاه چیمنیو، بودائیت بعد از اینکه آن توسط راهبی هندی به کشور معرفی شد، توسط پادشاهی بکجه به عنوان دین رسمی کشوری اتخاذ گردید. این دین جایگزین سیستم اعتقادی قبلی شد که بر پایه این ایده قرار داشت که پادشاه پسر خداوند می باشد.